تبليغاتX
دوستت دارم طاهره همیشه در قلب منی
دست نوشته های من برای طاهره

دوشنبه۲۸/۸/۸۶ ساعت ۱۷:۰۲

طاهره جانم دیشب بعد از مدتها خوابتو دیدم تو حتی خوابتم ازم گرفتی عزیزم، خوابم خواب خوبی بود عزیزم تو اولش از دستم ناراحت بودی ولی وقتی داشتم برمی­گشتم که برم یواشکی زیر لب بهم گفتی برگرد یه بار دیگه برگرد طاهره نمی­دونم توهم بود یا واقعاً گفتی ولی من دوباره میام پیشت شاید خوابی که دیدم تبدیل به یه حقیقت بشه طاهره جانم منتظرم باش که می­خوام یه بار دیگه بیام پیشت خیلی دیر نیست همین زودیا میام، به امید دیدار دوباره تو خدانگهدار.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/29ساعت   توسط عاشق طاهره | 
طاهره خوبی این وبلاگ اینه که بدون اینکه کسی بفهمه حرفامو بهت می زنم و به این امید دارم که یک روز میای میشینی و تمام حرفامو گوش می دی به امید آن روز

خدانگهدار

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/26ساعت   توسط عاشق طاهره | 

خوشبخت­ترین، خوش­شانس­ترین و شادمان­ترین آدم روی زمین... تو... تو... تو... نیستی...! اونیه

 

که تو رو داره.

 

چشماتو روی دلم"دایورت" کردی، خیالی نیست! حداقل از"ویبره" ورش دار که اینقدر دلمو

 

نلرزونه، با مرام!.

 

آخر یک روز"پرینت" قلبم رو می­گیرم تا باورت بشه که با هر نفسم 100بار می­گم"دوستت دارم"

 

 

"اشک" از"لبخند" با ارزشتره، چون"لبخند" رو به هرکسی می­تونی هدیه کنی اما"اشک" رو

 

فقط برای کسی می­ریزی که نمی­خوای از دستش بدی.

 

کاشکی"مانیتورت" بودم که همیشه رخ بخ رخت بودم. کاشکی"کیبوردت" بودم که همیشه زیر

 

انگشتات بودم. کاشکی"هدفونت" بودم که همیشه توی گوشت بودم. کاشکی"موست" بودم که

 

همیشه توی مشتت بودم. کاشکی"پسوردت" بودم که همیشه تو فکرت بودم.(طاهره تو واقعاً همیشه

 

پسورد من بودی)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/25ساعت   توسط عاشق طاهره | 

سلام طاهره من روزهاي جمعه بيشتر به يادت مي افتم امروزم جمعه است و من مثل هميشه به ياد

توام طاهره خواستم برم پيش همون بي معرفت شايد بتونم خبري ازت بگيرم ولي به زور جلوي

خودمو گرفتم، گفتم كه ديگه بسه از اين همه دروغ خسته شدم به خدا ازهمه چي خسته شدم حتي

از زندگي اگه از گناهش نمي ترسيدم خودمو از بين مي بردم ولي حيف كه خدا منو نمي بخشه

طاهره نمي دونم بايد چكار كنم ازت خواهش مي كنم اگه به اينجا سر زدي بهم كمك كن التماست

مي كنم طاهره.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/25ساعت   توسط عاشق طاهره | 
**شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟؟؟؟؟" استاد در جواب گفت:"به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!"***!!! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟؟؟؟؟" و شاگرد با حسرت جواب داد: "هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ...." استاد گفت: "عشق يعنی همين!!!!" ******************************************************************************** شاگرد پرسيد: "پس ازدواج چيست؟؟؟" استاد به سخن آمد که:" به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!!!!" شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: "به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم." استاد باز گفت: "ازدواج هم يعنی همين!!"
طاهره جانم عشق و ازدواج از نظر تو چه شکلیه...
+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/25ساعت   توسط عاشق طاهره | 

پنجشنبه 24/8/86 ساعت 15:44

 

سلام طاهره حالت خوبه عزيزم اين چه سؤالي معلومه كه حالت خوبه خدا نكنه كه حالت بد باشه

 

مگه ممكنه حال طاهره منم بد بشه خدا آنروزو نياره عزيزم امروز مثل تمام روزاي ديگه دلم برات

 

تنگ شده امروز رفتم دوباره وبلاگتو آپ كردم اي كاش يه روز بري و ببيني وبلاگ خودتو بگذريم

 

طاهره آخر نگفتي كه كي مياي نكنه منتظري كه دوباره من بيام كاش كه اينجوري باشه مي­دونم كه

 

نيست ولي دارم به خودم دلداري مي­دم طاهره جانم اينو بدون هميشه به يادتم تمام دقيقه ها و ثانيه

 

هاي عمرم به اميد ديدن دوباره تو مي گذرن دوباره همون آرزوي قبلي رو از خدا دارم چي

 

ميشد زمان به عقب برمي­گشت و اون روزاي خوبو دوباره ببينم عزيزم يادت مياد اون موقع­ها، اون

 

موقع­ها كه هميشه جلو روم بودي بازم سير نمي شدم ببين حالا چي مي كشم طاهره تو رو به اون

 

خدايي قسمت مي­دم كه عشق تو رو تو دل من كاشت بيا تا هميشه منتظرتم.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/24ساعت   توسط عاشق طاهره | 

 

من تموم قصه هام قصه توست

 

اگه غمگينه اون از غصه توست

 

طاهره جانم بگو كه كي مياي من دلتنگتم هيچكي اينجا نيست كه باهاش دردودل كنم قبلاً يكي بود

كه حرفامو بهش مي زدم ولي از وقتي كه فهميدم اون بهم دروغ مي گه ديگه هيچوقت سراغشو

نگرفتم طاهره خودت مي دوني تاون كيه اگه يه بار ديگه ديديش بهش بگو خيلي نامردي چرا با من

اينكارو كردي مگه من چكار كرده بودم بجز اينكه راز عشق پاكمو بهش گفتم ولي اون با من خيلي

بد كرد شايد خودشم بياد و اين وبلاگو ببينه كه خودم از اينجا بهش مي گم بابا دست مريضات خوب

جوابمو دادي.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/24ساعت   توسط عاشق طاهره | 

سلام

اگه واستون ممکن بود وبلاگ منو لینک کنید شاید یه روز طاهره توی یکی از وبلاگهای شما اسم خودشو ببینه و کلیک کنه من خیلی وقت ندیدمش و باهاش تماس ندارم تو رو خدا اگه براتون مقدور بود اینکارو بکنید شاید اثر داشته باشه

اگه لینک کردید با نام دوستت دارم طاهره لینک کنید

از همتون ممنونم

خدانگهدار

مـی تـرسم وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره

امـا هر کـجا کـه هـستی مـنو تـو دلت نگهدار

با چشای خیس و گریون من می گم خدانگهدار

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/21ساعت   توسط عاشق طاهره | 

شنبه 19/8/86 ساعت 17:45

طاهره جانم دارم از دوريت دق مي­كنم به خدا من فقط به اميد ديدن دوباره تو سرپام چرا هيچكي منو

 

نمي­فهمه آخه چرا تو رو خدا برگرد دلم خيلي تنگ شده اين تقاص كدام گناه بزرگ منه كه بايد

 

اينجوري از تو دور باشم آخه چرا تو بايد بري تو رو خدا برگرد مي­گن كه دل به دل راه داره كاش

 

كه دل منم به دل تو راه داشت تا مي­فهميدي كه چقدر تو رو دوست دارم شايد اون موقع مي­تونستي

 

تو دلت براي منم يه ذره جاي خالي پيدا كني طاهره به خدا هميشه وقتي خاطراتم رو با تو مرور مي­

 

كنم بغض گلومو مي­گيره با خودم فكر مي­كنم چرا اون خاطرات خوش بايد اينقدر زودگذر باشن و

 

خاطرات تلخ مثل هزار سال باشن يادت مياد عيد امسالو به من كه خيلي خوش گذشت پيش هركي

 

مي­شينم مي­گم بهتر عيد طول زندگيم عيد امسال بود كاش مي­شد زمان رو به عقب كشيد چقدر عيد

 

دوست داشتني بود 10روز كامل با طاهره همچين لذتي رو تو هيچ عيدي نبرده بودم طاهره خيلي بهت

 

وابسته شدم به خدا دارم دق مي­كنم.

 

 

 

 

يك نفس اي پيك سحري بر سر كويش كن گذري

 

گــو كـــــه زهـــــجرش بــه فـغانم بــه فـعانم

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/19ساعت   توسط عاشق طاهره | 

$

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/15ساعت   توسط عاشق طاهره | 

هــم اطـاقي برس به دادم

 

اوني كه دل و دينم رو برده

 

خيـلـي وقـته نـكرده يـادم

 

هـم اطـاقي بـبـين چگونـه

 

سـيل اشـكـم شـده رونــه

 

درد جانــسوزمــو بـجز تـو

 

بـه خـدا هيچكي نمي­دونـه

 

هـم اطـاقي بــرو طبيـب

 

دل ديــــونـم رو بـــــيار

 

بهش بـگو عاشقش غريبه

 

مــرده از رنــجه انـــتظار

 

اي عزيزم بــرس به دادم

 

اوني كه دل و دينم رو برده

 

خــيلي وقـته نكرده يادم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/15ساعت   توسط عاشق طاهره | 

مـيكنم هر شب دعايي كز دلم بيرون رود مهرت ولي آهسته مـــيگويــــم الـــهـــي بـــي اثــــــــــر بــــــــاشــــــد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/15ساعت   توسط عاشق طاهره | 

رفــتي امـــا خـــاطراتت تـــوي قـلب مـن مي مونه

هــيچكي مـــثل تــو بــلد نـيست دلـمو بـسوزونـه

تا وقتي كه زنده هسنتم چشم به راه تو مي مونم

تـو ديـگه رفتي كه رفتي نمي­ياي پيشم مي دونم

امــا هــر كـجا كـه هـستي مـنو تـو دلـت نـگهدار

بـا چـشاي خـيس و گريون من مي­گم خدانگهدار

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/13ساعت   توسط عاشق طاهره | 

گـفتن لـحظـه آخـر واسـه مـن هـنوز سـؤال

ديدن دوباره تـو فقط تو خـواب و خيال

لحظه هاي آخر تو توي قلب من ميمونه

هيچكي مثل من بلد نيست قد چشماتو بدونه ..

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/13ساعت   توسط عاشق طاهره | 

گلمو ازم گرفتي

           تك و تنهام زير بارون

حالا كه نيستي كنارم

           ميزارم سر به بياباون

                                گل من رو چرا چيدي

                                گل من دنياي من بود

طاهره گلم خيلي خيلي دلم برات تنگ شده خيلي بيشتر از اون چي كه فكر كني

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/13ساعت   توسط عاشق طاهره | 

طاهره از وقتي كه بهم اون جوابو دادي(من به تو به چشم يه برادر نگاه مي كنم) يك روز خوش به خودم

نديدم  از همه دنيا بدم ميومد ديگه از زندگي بريدم ولي خوانوادم بهم كمك كردن يه كم بهتر شدم

اميدوارم که حالت خوب باشه و يه روز به اين وبلاگ سري بزني و ببيني كه من خيلي دوست دارم كاش يه

ذره از اين عشقي كه من نسبت به تو دارم در وجود تو بود تا در كنار هم يك عمر زندگي مي كرديم

 

با تو چه آرزوهايي كه تو رؤياهام نداشتم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/11ساعت   توسط عاشق طاهره | 

شايد ديگه قسمت نشه ببينم تو رو

شايد فقط­خاطره شه لحظه­هاي تو من

كاشكي بدوني رفتنم فقط به­خاطر تو بود

دست بي­رحم سرنوشت عشقمو از دلم­ربود

هميشه زنـده مـي­مـونـن بـا يـاد تـو ترانه­هام

منو بـبخش اگـه بـازم اشكام چكيد رو نامه­هام

ديگه تـموم شـد فـرصتم خـاطره­هام پـيشت باشه

تـمـوم خـاطـرات خـوش خـدا نـگـهـدارت بـاشه

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/11ساعت   توسط عاشق طاهره | 

خانه دوست كجاست؟

 

 در فلق بود كه پرسيد سوار.

آسمان مكثي كرد.

رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن‌ها بخشيد

و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:

"نرسيده به درخت،

كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است

مي‌روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ، سر به در مي‌آرد،

پس به سمت گل تنهايي مي‌پيچي،

دو قدم مانده به گل،

پاي فواره جاويد اساطير زمين مي‌ماني

و تو را ترسي شفاف فرا مي‌گيرد.

در صميميت سيال فضا، خش‌خشي مي‌شنوي:

كودكي مي‌بيني

رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور

و از او مي‌پرسي

خانه دوست كجاست؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت   توسط عاشق طاهره | 

طاهره اگه يه روز اين وبلاگو ديدي چي فكر مي كني نمي دونم مي فهمي كار كي بوده يا نه

شايدم فكر تنها كسي كه نيفتي من باشم ولي من مي گم طاهره من سلام اميدوارم هر جا هستي بهت خوش بگذره

درسته كه به من جواب منفي دادي ولي تنها آرزوي من خوشبختي توست و بس

هر جا كه باشي حتي اگه براي خوشبختي تو لازم باشه كه من بميرم، مي­ميرم تا تو خوشبخت بشي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/07ساعت   توسط عاشق طاهره | 

غروب شد باز خيالت به سرم زد طاهره

شب اومدبه تموم پيكرم زد طاهره

نه يه شب نه دوشب هر شب

و هر شب شب يلداست

نمي دونم خدا شبو واسه چي آفريده

طاهره تو چشت آئينه نور

تو قلبت پاكو دلت يه درياست

تو دنيا از همه كس بينيازم

نياز من به تو قد يه دنياست

طاهره

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/07ساعت   توسط عاشق طاهره | 

طاهره اميدوارم هر جا هستي فقط بهت خوش بگذره اينو از ته دل مي گم مي خوام كه سربه تنم نباشه

ولي نبينم يك لحظه حتي يك ثانيه ناراحتي تو رو

طاهره مي دانم كه لياقت رسيدن به كوي تو را هم ندارم ولي مي داني چند وقت است كه تو را نديده ام

به خدا دلم تنگ شده نمي دونم كه تا كي بايد من غم تو را تحمل كنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/06ساعت   توسط عاشق طاهره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در خيالم روزي رو تصور مي كردم كه داريم با هم در پارك قدم مي زنيم و در مورد زندگي آيندمون صحبت مي كنيم ولي تمام آرزوهامو خراب كردي اينو بدون كه تا ابد منتظرتم هيچوقت فراموشت نمي كنم
برات آرزوي خوشبختي می كنم طاهره جانم

نوشته های پیشین
87/12/01 - 87/12/30
87/08/01 - 87/08/30
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
نویسندگان
عاشق طاهره
هم دردان من
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

با عضویت در خبرنامه از به روز رسانی وبلاگ با خبر شوید





Powered by WebGozar

فکر نکنی دوری و اینجا نیستی قلب من اونجاست تو تنها نیستی

 

گلمو ازم گرفتی

تک و تنهام زیر بارون

حالا که نیستی کنارم

می زارم سر به بیابون