![]() |
![]() |
|
| دست نوشته های من برای طاهره |
|
بغض گلویم را فشرد به ناچار روی برگرداندم تا نبینی اشکهای سردم را. لحظه های با تو بودن شیرین اما پر
از وحشت، دلهره، اضطراب، نگاهت پر از معنا، صدایت پر از صداقت، دلت مملو از محبتف کلامت شیرین،
قصه هجرانت پر از اندوهف دوست دارم با خطی خوش بر صحیفه روزگار، قصه هجرانت را عاشقانه بنگارم.
خیره در چشمانت، با صداقت حرفهایم را بگویم تو سکوت کنی و گوش فرا دهی، در ساحل چشمانت شناور
باشم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/11/28ساعت توسط عاشق طاهره |
|
|
سلام بچه ها ببخشید یه مدت آپ نشدم آخه تلفن خونمون قطع شد البته تو این مدت اتفاقات خوبی افتاد، طاهره چند بار اومد خونمون، دوبار اومد تو خونمون که یه بارش
مستقیم با خود من کار داشت خواست که یه متنو براش ترجمه کنم خیلی خوشحال بودم اصلاً باور نمی کردم
که یه بار دیگه بیاد خونمون، یه بارم اومد در خونمونو رفت و من فقط تونستم از پشت پنجره ببینمش برای
منی که یه مدت حتی خوابشو نمی دیدم این دیدنها یعنی یه عمر وای چه حالی داشتم اون روز که اومد
خونمون، هول شدم دست و پام میلیرزید رنگم پریده بود خودمو به اپن چسبوندم مبادا بیفتم فقط تونستم
بهش بگم سلام دیگه هیچی ولی تمام مدتی که خونمون بود چشم ازش برنداشتم فقط نگاش می کردم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/11/28ساعت توسط عاشق طاهره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در خيالم روزي رو تصور مي كردم كه داريم با هم در پارك قدم مي زنيم و در مورد زندگي آيندمون صحبت مي كنيم ولي تمام آرزوهامو خراب كردي اينو بدون كه تا ابد منتظرتم هيچوقت فراموشت نمي كنم
برات آرزوي خوشبختي می كنم طاهره جانم |
| نوشته های پیشین |
|
87/12/01 - 87/12/30 87/08/01 - 87/08/30 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 |
| نویسندگان |
|
عاشق طاهره هم دردان من |
|
RSS
|
گلمو ازم گرفتی
تک و تنهام زیر بارون
حالا که نیستی کنارم
می زارم سر به بیابون