![]() |
![]() |
|
| دست نوشته های من برای طاهره |
|
سلام طاهره عزیزم، طاهره جانم یکی هم نام خودت پیدا شده که اونم فکر می کنه مثل من داره از دوری عشقش دق می کنه طاهره جانم ما می خوام با هم دردودل کنیم و حرفایی رو که تا حالا به هیچکس نگفتیم به هم بگیم طاهره می دونی چه جوری وبلاگو پیدا کرده بود اسم خودشو سرچ کرده بود و اومده بود تو وبلاگ، طاهره جانم اگه تو هم یه روز اسمتو سرچ کردی و اومدی تو وبلاگ خودت برام پیام بزار
خدانگهدارت.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/01/25ساعت توسط عاشق طاهره |
|
|
یکشنبه 4/1/87 ساعت 21:58 امروز از خواب که پاشدم نمیدونم چی شد که دلم میخواست برم کوه پیش بچهها ساعت حدودا 9بود از خواب پاشدم داداشم هنوز نرفته بود یه اصلاح کردمو با داداشم رفتیم اونجا رفتیم اونجا فکر میکردم طاهره هم اونجاست ولی نبود افتادم گوشه چادر دراز کشیده بودم بازم برای اینکه تابلو نشم خودمو خوشحال نشون دادم، دمدمای عصر بود که حالم یه جوری شد حالت یه دلشوره میدونستم یه اتفاقی میافته ولی خوب یا بدشو نمیدونستم به بقیه گفتم گفتن که دلشوره بده نکنه طاهره شوهر کنه یه کم گذشت بله دلشوره بد نبود اتفاق خیلی خوبی افتاد که فقط میشه به یه معجزه تعبیرش کرد طاهره اومد ساعت دقیقا نمیدونم چند بود چون اصلاً حواسم به ساعت نبود آره روز خوبی بود تازشم با طاهره شام خوردم کنار یه سفره از این نعمت بزرگتر چی میتونه باشه بعشدم که میخواستن برگردن منم باهاشون اومدم و تو ماشینم با هم بودیم خیلی خوش گذشت خدا بالاخره یه لطفی در حق ما کرد، خدا جون دمت گرم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/01/04ساعت توسط عاشق طاهره |
|
|
زلف هیلگت دالگه تال تال بکیشم زلف هیلگت دالگه تال تال بکیشم بـکم طـناف گـیانا خوم دار بکیشم خوم دار بکیشم فـصل وهـار هـاتیه دنگ ویادم چیه دنگ ویادم چیه اتـرسم بمرم دالگه بیاوان بوگ بشم اتـرسم بمرم دالگه بیاوان بوگ بشم رفـیقل بــان بــانـم نـــناســن لــشم نناسن لشم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/03ساعت توسط عاشق طاهره |
|
|
عید و امسال عیدی ندارم گذاشتی رفتی عزیزم من بیقرارم عید و امسال عیدی نمی خوام به جای عیدی عزیزم من تو رو می خوام سلام طاهره جانم یه عید دیگه هم اومد و مثل سالهای قبل تو کنارم نبودی این عید از مجلس ترحیم برای من بدتر بود بازم سر سفره عید مثل هرسال دعا کردم که سال دیگه سرسفره عید پیش تو باشم ولی دیگه خسته شدم نمی دونم چرا این همه دعای من اجابت نمی شه نمی دونم طاهره جانم عید تو مبارک باشه، امیدوارم امسال برای تو پر از خوشی و سرور باشه امیدوارم تو این سال برای یه لحظه هم ناراحت نبینمت هر چندکه من شاید در طول یکسال تو رو به تعداد انگشتان یک دسته هم نمی بینم ولی امیدوارم اون لحضات اون قدر شیرین باشن که مثل عید پارسال برای همیشه تو خاطرم بمونه طاهره بازم یاد عید پارسال افتادم خیلی روزهای قشنگی بود ولی خیلی زود تمام شد نمی دونم چرا روزهای خوش اینقدر زود تموم میشن ولی روزهای دلتنگی و تنهایی برای آدم مثل یکسال میگذره. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/03ساعت توسط عاشق طاهره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در خيالم روزي رو تصور مي كردم كه داريم با هم در پارك قدم مي زنيم و در مورد زندگي آيندمون صحبت مي كنيم ولي تمام آرزوهامو خراب كردي اينو بدون كه تا ابد منتظرتم هيچوقت فراموشت نمي كنم
برات آرزوي خوشبختي می كنم طاهره جانم |
| نوشته های پیشین |
|
87/12/01 - 87/12/30 87/08/01 - 87/08/30 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 |
| نویسندگان |
|
عاشق طاهره هم دردان من |
|
RSS
|
گلمو ازم گرفتی
تک و تنهام زیر بارون
حالا که نیستی کنارم
می زارم سر به بیابون