![]() |
![]() |
|
| دست نوشته های من برای طاهره |
|
پنجشنبه 5/2/87 ساعت 18:43
همین الان تو حیاط نشسته بودیم با زن داداشم که داداشم از سر کار اومد بچه ها گفتن که فردا رو بریم بیرون داداشم گفت خودتونو آماده کنین شنبه عروسیه گفتن که کیه گفت حدس بزنین یه تعدادی اسم آوردن آخرسرهم به شوخی گفتن عروسی من با طاهره س داداشم گفت نه گفتن عروسیه طاهره س داداشم گفت آره عروسیه طاهره س نمی دونستم باید چیکار کنم باورم نمی شد یه حسی بهم می گفت که دروغ ولی توی دلم خالی شد همه داد و هوار راه انداختنو گفتن ما نمی زاریم پس داداشت چی من مات و مبهوت داشتم به حرف داداشم فکر می کردم ولی با این جمله داداشم که گفت شوخی کردم به خودم اومدم اون گفت عروسیه دختر فلانی(اسم یکی از فامیلا رو آورد) خیلی خوشحال شدم می دونستم که حسم در مورد طاهره بهم دروغ نمی گه ولی با این حال اگه یک درصد هم احتمال می دادم که حرف داداشم درست بازم نمی تونستم آروم بگیرم خلاصه یه شوک بزرگ بود که به خیر گذشت.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/05ساعت توسط عاشق طاهره |
|
|
بي نگاهِ عشق مجنون نيز ليلايي نداشت
بي مقدس مريمي دنيا مسيحايي نداشت
بي تو اي شوق غزلآلودهي شبهاي من
لحظهاي حتي دلم با من همآوايي نداشت
آنقدر خوبي که در چشمان تو گم ميشوم
کاش چشمان تو هم اينقدر زيبايي نداشت!
اين منم پنهانترين افسانهي شبهاي تو
آنکه در مهتاب باران شوقِ پيدايي نداشت
در گريز از خلوت شبهاي بيپايان خود
بي تو اما خوابِ چشمم هيچ لالايي نداشت
برگرفته از وبلاگ http://asheghanehayman.blogfa.com
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/05ساعت توسط عاشق طاهره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در خيالم روزي رو تصور مي كردم كه داريم با هم در پارك قدم مي زنيم و در مورد زندگي آيندمون صحبت مي كنيم ولي تمام آرزوهامو خراب كردي اينو بدون كه تا ابد منتظرتم هيچوقت فراموشت نمي كنم
برات آرزوي خوشبختي می كنم طاهره جانم |
| نوشته های پیشین |
|
87/12/01 - 87/12/30 87/08/01 - 87/08/30 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 |
| نویسندگان |
|
عاشق طاهره هم دردان من |
|
RSS
|
گلمو ازم گرفتی
تک و تنهام زیر بارون
حالا که نیستی کنارم
می زارم سر به بیابون