![]() |
![]() |
|
| دست نوشته های من برای طاهره |
|
دوشنبه۲۸/۸/۸۶ ساعت ۱۷:۰۲ طاهره جانم دیشب بعد از مدتها خوابتو دیدم تو حتی خوابتم ازم گرفتی عزیزم، خوابم خواب خوبی بود عزیزم تو اولش از دستم ناراحت بودی ولی وقتی داشتم برمیگشتم که برم یواشکی زیر لب بهم گفتی برگرد یه بار دیگه برگرد طاهره نمیدونم توهم بود یا واقعاً گفتی ولی من دوباره میام پیشت شاید خوابی که دیدم تبدیل به یه حقیقت بشه طاهره جانم منتظرم باش که میخوام یه بار دیگه بیام پیشت خیلی دیر نیست همین زودیا میام، به امید دیدار دوباره تو خدانگهدار. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/29ساعت توسط عاشق طاهره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در خيالم روزي رو تصور مي كردم كه داريم با هم در پارك قدم مي زنيم و در مورد زندگي آيندمون صحبت مي كنيم ولي تمام آرزوهامو خراب كردي اينو بدون كه تا ابد منتظرتم هيچوقت فراموشت نمي كنم
برات آرزوي خوشبختي می كنم طاهره جانم |
| نوشته های پیشین |
|
87/12/01 - 87/12/30 87/08/01 - 87/08/30 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 |
| نویسندگان |
|
عاشق طاهره هم دردان من |
|
RSS
|
گلمو ازم گرفتی
تک و تنهام زیر بارون
حالا که نیستی کنارم
می زارم سر به بیابون