![]() |
![]() |
|
| دست نوشته های من برای طاهره |
|
به خورشید گفتم گرمی ات را به من بده تا به طاهره بدهم گفت دستانش گرمی مرا ندارند ... به
آسمان گفتم پاکی ات را به من بده گفت چشمانش پاکی مرا ندارند ... از دریا بزرگی و آرامشش
را خواستم گفت قلب تو به اندازه ی اقیانوس است ...و آرامشت نیز در مقابل دستان گرمت پاکی
نگاهت و بزرگی و آرامش قلبت چیزی ندارم به تو تقدیم کنم جز قلبی که به عشق تو می تپد .... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/09/07ساعت توسط عاشق طاهره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در خيالم روزي رو تصور مي كردم كه داريم با هم در پارك قدم مي زنيم و در مورد زندگي آيندمون صحبت مي كنيم ولي تمام آرزوهامو خراب كردي اينو بدون كه تا ابد منتظرتم هيچوقت فراموشت نمي كنم
برات آرزوي خوشبختي می كنم طاهره جانم |
| نوشته های پیشین |
|
87/12/01 - 87/12/30 87/08/01 - 87/08/30 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 |
| نویسندگان |
|
عاشق طاهره هم دردان من |
|
RSS
|
گلمو ازم گرفتی
تک و تنهام زیر بارون
حالا که نیستی کنارم
می زارم سر به بیابون